ترجمه "kunnen" به فارسی
توانستن, قادر بودن, tavânestan بهترین ترجمه های "kunnen" به فارسی هستند.
kunnen
verb
دستور زبان
in staat zijn [..]
-
توانستن
verbkonden ze deze fantastische beelden vastleggen.
اونها توانستن این اثر بزرگ را ببینند و
-
قادر بودن
verbRepelsteeltje deed wat weinig kunnen claimen.
پوست چروکين کاري رو کرده که افراد کمي قادر بودن انجام بدن
-
tavânestan
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunnen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kunnen" با ترجمه به فارسی
-
مورد میل فعال شده
-
آفتابه · خان · قوطی · کوزه
-
شاید
-
اهمیت دادن
-
چطور می توانم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن