ترجمه "labo" به فارسی
آزمایشگاه, لابراتوار بهترین ترجمه های "labo" به فارسی هستند.
labo
noun
neuter
دستور زبان
-
آزمایشگاه
adjective neuterIk wil dit soort toogpraat achterwege laten en jullie meenemen naar het labo.
اما میخواهم این بحثهای کمابیش خودمانی را کنار بگذارم و شما را به آزمایشگاه بیاورم.
-
لابراتوار
adjective neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " labo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن