ترجمه "laden" به فارسی
بار زدن, دعوت كردن, فراخواندن بهترین ترجمه های "laden" به فارسی هستند.
laden
verb
noun
دستور زبان
van een lading voorzien [..]
-
بار زدن
verbMaar ik kan twee keer zoveel ijs laden als jij in de helft van de tijd doet.
شرط میبندم که تو بار زدن یخ ها سرعتم از تو خیلی بیشتره
-
دعوت كردن
-
فراخواندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "laden" با ترجمه به فارسی
-
كِشو · کشو · کِشو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن