ترجمه "landelijk" به فارسی
روستايي, روستایی, ملی بهترین ترجمه های "landelijk" به فارسی هستند.
landelijk
adjective
دستور زبان
-
روستايي
adjectiveDeze landelijke achtergrond doet me aan Sam herinneren.
کلِ اين طبيعت روستايي منو ياد " سم " ميندازه
-
روستایی
Het kan worden gebruikt om de harten van patiënten in afgelegen landelijke gebieden te bewaken.
از آن میتوان برای گرفتن نوار قلب بیماران در مناطق دورافتاده و روستایی استفاده کرد.
-
ملی
adjectiveWanneer zij veranderen en die beslissing nemen, worden dat ingrijpende regionale en landelijke trends.
آنچه که باعث آن تغییر و تصمیم میشود، آنها گرایشات ملی و منطقهای اثر بخش میشوند.
-
ناسیونال
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landelijk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن