ترجمه "landschap" به فارسی
منظره, چشم انداز بهترین ترجمه های "landschap" به فارسی هستند.
landschap
noun
neuter
دستور زبان
-
منظره
nounDe klok van de klimaatsverandering tikt in deze prachtige landschappen.
تغييرات ساعت آب و هايي نشان داده مي شود در اين منظره ي با شکوه.
-
چشم انداز
Toen elf jaar later het politieke landschap veranderde, hoorde hij over een strenge universitaire toelatingstest.
حتی سالها بعد، وقتی چشم انداز سیاسی تغییر کرد، او از آزمون سخت پذیرش گزینشی دانشگاه مطلع شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landschap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن