ترجمه "later" به فارسی

بعد, بعدا, بعداً میبینمت بهترین ترجمه های "later" به فارسی هستند.

later adjective adverb دستور زبان

Opvolgend; volgende in tijd; later dan

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بعد

    noun adverb

    Tom kwam aan om twee uur dertig, en Marie iets later.

    تام در ساعت 2:30 رسید و ماری مدّک کوتاهی بعد از آن رسید.

  • بعدا

    adverb

    We kunnen later de papieren van het prikaccident verder invullen.

    ميتونيم کاغذ هاي بيماري رو بعدا پر کنيم.

  • بعداً میبینمت

    Phrase
  • ترجمه های کمتر

    • بعدتر
    • به امید دیدار
    • خداحافظ
    • دیرتر
    • می بینمت
    • میبینمت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " later " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "later" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "later" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه