ترجمه "licht" به فارسی

نور, فروغ, روشن بهترین ترجمه های "licht" به فارسی هستند.

licht adjective noun verb neuter دستور زبان

Alles, natuurlijk of kunstmatig, wat licht produceert. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نور

    noun proper

    Elektromagnetische golven

    Het is niet licht genoeg om foto's te nemen.

    نور به اندازه کافی برای عکس برداری نیست.

  • فروغ

    noun

    Met het licht van brandende opstand in hun ogen.

    در حالي که فروغ اين انقلاب در چشمانشان فروزان خواهد شد

  • روشن

    noun

    De kamer was buitengewoon licht, maar niet zo intens helder als onmiddellijk om zijn gestalte heen.

    اطاق بی اندازه روشن بود، ولی نه آنچنان درخشان آن گونه که دور تا دور وجود او بود.

  • ترجمه های کمتر

    • رون
    • سبک
    • نشور
    • چراغ
    • ‘كبس
    • nur
    • رخش
    • روشنی
    • سَبُک
    • شید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " licht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "licht"

عباراتی شبیه به "licht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "licht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه