ترجمه "lijst" به فارسی
فهرست, لیست, سیاهه بهترین ترجمه های "lijst" به فارسی هستند.
Register of rol papier bestaande uit een opsomming of samenraapsel van een verzameling mogelijke elementen.
-
فهرست
nounWij hebben een lijst met uw onderzoekers nodig.
يه فهرست از تمامي محققين شما رو لازم داريم.
-
لیست
noun feminineIn feite wordt de lijst van deze ziekten steeds langer.
در واقع لیست چنین بیماریهایی همچنان ادامه دارد.
-
سیاهه
noun feminineJe hoeft alleen maar te kijken naar de lijst van de Nobelprijswinnaars om onszelf eraan te herinneren.
فقط کافیست نگاهی بندازید به سیاهه ی برندگان نوبل.
-
قاب عکس
schilderkunst
Dan moeten we een lijst gaan kopen.
اوه ، يـــي ، يه دليل براي رفتن. به مغازه ي قاب عکس فروشي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lijst " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
لیست
Nu staat de vis op de Rode Lijst van de IUCN.
در حال حاضراین ماهی است در لیست قرمز اتحادیه بینالمللی حفاظت از محیط زیست «آییوسیان» است.
عباراتی شبیه به "lijst" با ترجمه به فارسی
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
-
فهرست احساسات
-
لیست پیوندی
-
فهرست سیاهپوستان معروف آمریکا
-
جزایر اندونزی
-
فهرست مشاهیر مکزیک
-
نخست وزیرهای اسرائیل
-
لیست خارجی