ترجمه "maagdelijk" به فارسی
باکره, دست نخورده بهترین ترجمه های "maagdelijk" به فارسی هستند.
maagdelijk
adjective
دستور زبان
Van, betreffende tot, kenmerkend van, of passend bij een maagd.
-
باکره
nounRot in de hel, jij en je maagdelijke koningin.
تو جهنم بپوسین ، تو و ملکه باکره ات!
-
دست نخورده
adjectiveEn de maagdelijke wateren waarvan ik droomde als kind, zijn steeds moeilijker vindbaar.
و یافتن دریاهای دست نخورده رویاهای کودکی من روز به روز سختتر میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maagdelijk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maagdelijk" با ترجمه به فارسی
-
بکرزایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن