ترجمه "macht" به فارسی
قدرت, توان, قوت یک نقطه نسبت به یک دایره بهترین ترجمه های "macht" به فارسی هستند.
macht
noun
feminine
دستور زبان
vermogen de wil op te leggen. [..]
-
قدرت
nounsociale wetenschappen [..]
Het is geen positie van aanzien of macht.
چنین منصبی به مفهوم رسیدن به مقام و قدرت نیست.
-
توان
noun feminineNu geschiedde dit opdat de Heer in hen zijn macht zou kunnen tonen.
اینک، این انجام شد که سَروَر بتواند قدرتش را در آنها نشان دهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " macht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Macht
-
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
meetkunde
تصاویر با "macht"
عباراتی شبیه به "macht" با ترجمه به فارسی
-
قوه مجریه
-
قوه قضائیه
-
قوه قانونگذاری · قوه مقننه · مجلس · پارلمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن