ترجمه "maken" به فارسی
آفریدن, ایجاد, ایجاد کردن بهترین ترجمه های "maken" به فارسی هستند.
maken
verb
دستور زبان
in elkaar zetten [..]
-
آفریدن
verb6:6 — In welke zin kan er worden gezegd dat Jehovah ’spijt gevoelde’ dat hij de mens gemaakt had?
۶:۶ — از چه جهت میتوان گفت که یَهُوَه از آفریدن انسان ‹پشیمان شد›؟
-
ایجاد
verbJe kunt niet veranderen hoe mensen denken, maar je kunt een verschil maken.
نمیتونی طرز فکرِ مردم رو عوض کنی ، ولی داری یه تغییر ایجاد میکنی.
-
ایجاد کردن
verbSterke en specifieke behoeften van blinden maakten van deze mogelijkheid gebruik om toen al digitale boeken te maken.
نیاز مبرم و ویژه افراد نابینا فرصتی ایجاد کرد که کتابهای دیجیتالی نوآوری شوند.
-
ترجمه های کمتر
- بوجود آوردن
- خلق
- خلق کردن
- ترساندن
- كردن
- اشتباه کردن
- تولید
- دشوار کردن
- ساختن
- کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "maken"
عباراتی شبیه به "maken" با ترجمه به فارسی
-
از بین بردن · شکستن
-
باروری ابرها
-
ایجاد کلیپ
-
جلف
-
پاد آب كردن
-
از ملاقات شما خوشبختم · خوشبخت
-
از آشنایی شما خوشوقتم
-
وصل شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن