ترجمه "marktplaats" به فارسی
بازار, بازارگاه بهترین ترجمه های "marktplaats" به فارسی هستند.
marktplaats
-
بازار
noun masculineOp de marktplaats kwam Paulus tegenover een moeilijk publiek te staan.
پولُس در بازار با انسانهای سرسختی روبرو شد.
-
بازارگاه
مکانی فیزیکی یا مجازی که در آن خریدار و فروشنده ی یک محصول/سرویس به دادو ستد می پردازند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marktplaats " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن