ترجمه "matrix" به فارسی

ماتریس, آرايه, ماتری بهترین ترجمه های "matrix" به فارسی هستند.

matrix noun feminine دستور زبان

Geordend geheel van m x n elementen, voorgesteld door m rijen en n kolommen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماتریس

    In dit opzicht kunnen we de werkelijkheid in een simpele matrix gieten.

    با این دیدگاه، میتوانیم واقعیت را به یک ماتریس ساده تبدیل کنیم.

  • آرايه

  • ماتری

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " matrix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Matrix
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیره (زمینشناسی)

    geologie

  • ماتریکس

    Ik weet het, ik spring als Neo van 'The Matrix'.

    «میدانم! مثل شخصیت نئو در ماتریکس لباس میپوشم.»

عباراتی شبیه به "matrix" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "matrix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه