ترجمه "meer" به فارسی

دریاچه, daryåche, بیشتر بهترین ترجمه های "meer" به فارسی هستند.

meer noun adverb neuter دستور زبان

een groot water dat helemaal omringd is door land [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریاچه

    noun

    watervlakte [..]

    Ik weet niet hoe diep het meer is.

    نمی دانم این دریاچه چه قدر عمق دارد.

  • daryåche

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Meer
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیشتر

    adverb

    Zinnen leren ons veel. Meer dan woorden alleen.

    جملات چیزهای زیادی به ما میآموزند. بسیار بیشتر از کلمات.

تصاویر با "meer"

عباراتی شبیه به "meer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "meer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه