ترجمه "menu" به فارسی
فهرست, منو, صورتغذا بهترین ترجمه های "menu" به فارسی هستند.
Een lijst waaruit een computergebruiker een uit te voeren actie kan selecteren. [..]
-
فهرست
noun neuterEn, Wat staat er op het menu vandaag?
خب ، فهرست امشب چيه ؟
-
منو
nounHet menu is niet erg groot, maar ze is een meester in wat ze doet.
زياد منو درست و حسابي نداريم ولي ميشه يه چيزي از توش درآورد.
-
صورتغذا
noun neuter -
گزینگان
computerprogramma
U hebt wijzigingen aangebracht in het menu. Wilt u de wijzigingen opslaan of verwerpen?
در گزینگان تغییراتی را ایجاد کردهاید. میخواهید تغییرات را ذخیره کنید یا آنها را دور میاندازید ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
منو
pronounHet menu is niet erg groot, maar ze is een meester in wat ze doet.
زياد منو درست و حسابي نداريم ولي ميشه يه چيزي از توش درآورد.
عباراتی شبیه به "menu" با ترجمه به فارسی
-
فهرست هرمی
-
فرست فرعی
-
منوی شخصی
-
منوی شروع
-
منوی پرونده
-
فهرست زنجیره ای
-
منوی ویرایش