ترجمه "metgezel" به فارسی
dust, دوست, مونس بهترین ترجمه های "metgezel" به فارسی هستند.
metgezel
noun
masculine
دستور زبان
-
dust
noun masculine -
دوست
noun masculineOok gaf hij Jobs metgezellen een flinke terechtwijzing.
اَلِیهُو همچنین دوستان ظاهری ایّوب را به شدّت نکوهش کرد.
-
مونس
noun masculine -
همدم
noun masculineIk zou liegen als ik zei dat het niet mijn trouwe metgezel is geweest.
دروغه اگه بگم تنهايي همدم هميشگي من نبوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metgezel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن