ترجمه "methode" به فارسی
روش, متد, شیوه بهترین ترجمه های "methode" به فارسی هستند.
methode
noun
feminine
دستور زبان
-
روش
nounproces om iets te bereiken
Met deze methode van dagen rekenen werd het patroon gevolgd dat God zelf had ingevoerd.
روش محاسبهٔ روزها را خود خدا قرار داده بود.
-
متد
nounبرنامهنویسی شیگرا
In Gateshead, nam ik 32 kinderen, en begon ik de methode te verfijnen.
در گیت سید ٣٢ دانش آموز رو برداشتم و سعی کردم تا متد رو با اونا تنظیم کنم.
-
شیوه
nounDe manier waarop wij Satans lucht kunnen vermijden, is een combinatie van deze methoden.
راه اجتناب کردن از هوای شیطان این دو شیوه را به هم پیوند میدهد.
-
طریقه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " methode " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "methode" با ترجمه به فارسی
-
روش علمی
-
روشهای یافتن سیارههای فراخورشیدی
-
روش وتری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن