ترجمه "metrostation" به فارسی

ایستگاه مترو ترجمه "metrostation" به فارسی است.

metrostation
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه مترو

    noun

    Toen ik het niet langer aankon, rende ik het metrostation uit en ging lopend naar mijn bestemming.

    وقتی که دیگه تحملم تموم شد، از ایستگاه مترو دویدم به سمت بیرون و بی مقصد حرکت میکردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " metrostation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "metrostation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه