ترجمه "mijn" به فارسی

مین, م, معدن بهترین ترجمه های "mijn" به فارسی هستند.

mijn noun feminine دستور زبان

Een gat of uitholling in de aarde om mineralen te delven. (Bron: MGH) [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مین

    noun

    explosief

    In de volgende stap, leren de dieren om echte mijnen in echte mijnenvelden te vinden.

    در گام بعد، حیوان میآموزد که در یک میدان مین واقعی مین واقعی بیابد.

  • م

    adjective

    Ik ben het gezicht van mijn grootmoeder al vergeten.

    من دیگر چهره ی مادر بزرگم را از یاد بردهام.

  • معدن

    noun feminine

    Bedenk ook dat dit slechts een zeer klein deel van de mijn is.

    و سپس فکر کنید که بخش خیلی کوچکی از یک معدن چه اندازه می باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • من
    • کان
    • کانسار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mijn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mijn

Mijn (explosief)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مین

    noun

    Mijn (explosief) [..]

    In de volgende stap, leren de dieren om echte mijnen in echte mijnenvelden te vinden.

    در گام بعد، حیوان میآموزد که در یک میدان مین واقعی مین واقعی بیابد.

عباراتی شبیه به "mijn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mijn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه