ترجمه "minachting" به فارسی
اهانت, بیحرمتی, تحقير بهترین ترجمه های "minachting" به فارسی هستند.
minachting
noun
feminine
دستور زبان
het minderwaardig vinden, het geen gunstige mening hebben over [..]
-
اهانت
noun feminineHet begrijpen vermindert mijn minachting voor jou niet.
فهمیدن اهانت های من به تو رو کم نمیکنه
-
بیحرمتی
noun feminineEigenlijk toonden die priesters en schriftgeleerden dus grove minachting voor Jehovah en zijn Woord.
با این وصف، سران کاهنان و علمای دین با زیر سؤال بردن کارهای عیسی در واقع به وضوح به یَهُوَه و کلام او بیحرمتی میکردند.
-
تحقير
noun feminineDe emotie die hij probeerde te verbergen was minachting.
احساسي که لينچ سعي. داشت مخفي کنه تحقير بود
-
ترجمه های کمتر
- تحقیر
- تنفر
- حقارت
- نفرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minachting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "minachting"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن