ترجمه "mislukken" به فارسی
تصورکردن, خراب شدن, شکست خوردن بهترین ترجمه های "mislukken" به فارسی هستند.
mislukken
verb
دستور زبان
verkeerd aflopen, zonder het gewenste resultaat [..]
-
تصورکردن
-
خراب شدن
VerbMijn andere plannen zijn mislukt.
نقشه های دیگه ام خراب شدن
-
شکست خوردن
We werken er bij X hard aan om je veilig te laten mislukken.
ما در ایکس به سختی کار میکنیم تا شکست خوردن را امن کنیم.
-
موفق نشدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mislukken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mislukken" با ترجمه به فارسی
-
دولت ناکام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن