ترجمه "moed" به فارسی
شهامت, شجاعت, جرات بهترین ترجمه های "moed" به فارسی هستند.
moed
noun
masculine
دستور زبان
dapperheid, lef, branie [..]
-
شهامت
nounBij mijn vertrek had ik meer moed gekregen en voelde ik me gezegend door Jehovah.
وقتی داشتم آنجا را ترک میکردم شهامت یافتم و احساس کردم یَهُوَه مرا برکت داده است.
-
شجاعت
noun masculineتقوا
Het was moed en geen lafhartigheid die hem ertoe bracht daarheen te gaan.
این عمل پِطْرُس یقیناً دال بر شجاعت او بود، نه ترس وی.
-
جرات
noun masculineDe hoop dat hij zou terugkomen, gaf mij moed.
این امید که او باز خواهد گشت به من جرات داد.
-
جسارت
noun masculineIk wil jullie laten kennismaken met een man die ik zie als verpersoonlijking van hoop en moed.
مایلم مردی را به شما معرفی کنم که بعنوان امید و جسارت اشاره می کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن