ترجمه "moer" به فارسی

باتلاق, تالاب, خلاش بهترین ترجمه های "moer" به فارسی هستند.

moer noun feminine neuter دستور زبان

Deel dat men om een bout kan draaien.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    noun neuter
  • تالاب

    noun masculine
  • خلاش

    neuter
  • ترجمه های کمتر

    • خلنگزار
    • مانداب
    • مرداب
    • هور
    • کولاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Moer
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهره

    verbinding

    Dat houdt de moeren op hun plaats bij hoge snelheden.

    اینطوریه که از باز شدن پیچ و مهره ها در سرعت بالا جلوگیری میشه.

تصاویر با "moer"

اضافه کردن

ترجمه های "moer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه