ترجمه "mossen" به فارسی

خزه ترجمه "mossen" به فارسی است.

mossen
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خزه

    noun

    stam de planten

    Ik heb het mos en het dons extra zacht voor je gemaakt, Eglantine.

    اين برگ ها و خزه ها رو برات خيلي نرم درست کردم ، اگلنتين.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mossen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mossen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mossen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه