ترجمه "mummie" به فارسی
مومیا, مومیایی بهترین ترجمه های "mummie" به فارسی هستند.
mummie
Een gebalsemd lijk.
-
مومیا
noun -
مومیایی
adjective nounجسدی که از زمان های کهن با بیشتر اعضای خود باز مانده است
Ze gebruikten het ook als wierook en bij het balsemen van mummies.
آنها همچنین از آن برای بخور و مومیایی کردن بهره میبردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mummie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن