ترجمه "naïef" به فارسی

ببو, خام, ساده لوح بهترین ترجمه های "naïef" به فارسی هستند.

naïef adjective دستور زبان

Gemakkelijk te bedriegen of te duperen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ببو

    adjective
  • خام

    adjective

    Ik was hopeloos naïef toen ik met je trouwde.

    وقتي با تو ازدواج کردم خيلي خام بودم

  • ساده لوح

    adjective

    Wat naïef van mij om te denken, dat we veranderd zijn.

    چقدر ساده لوح هستم که فکر مي کنم ما انتخاب نهايي را انجام داديم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " naïef " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "naïef" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه