ترجمه "naar" به فارسی
بد, به, بیمار بهترین ترجمه های "naar" به فارسی هستند.
naar
adjective
adposition
دستور زبان
onaangenaam, niet leuk [..]
-
بد
adjectiveAls we streven naar goed werk dan willen we de geschikte middelen.
ما نمیخواهیم ازمان تقاضا کنند با ابزار بد کار خوب تحویل بدهیم.
-
به
adpositionIk luister naar het nieuwste liedje van Björk.
من به آخرین آواز بیورک گوش می کنم.
-
بیمار
adjective nounwe hebben naar 20 mensen met schizofrenie gekeken.
ما ۲۰ بیمار اسکیزوفرنی را هم بررسی کردیم.
-
ترجمه های کمتر
- خسته
- دیدن
- پیش
- گوش دادن
- به سمت
- زی
- سوی
- گوش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "naar" با ترجمه به فارسی
-
هدف
-
حاشیه ای
-
تبدیل به شکل
-
انجیل یوحنا
-
راستبهچپ
-
طعم چيزي داشتن
-
پایین آمدن
-
راست به چپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن