ترجمه "narcis" به فارسی

نرگس, نرگس بهترین ترجمه های "narcis" به فارسی هستند.

narcis noun feminine دستور زبان

Een groep van geharde, meestal lentebloeiers, bloembollen van het geslacht Narcissus.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرگس

    noun proper

    Was je echt zo naïef om te denken dat we eeuwigheid in een narcis zouden zien?

    ... یعنی اینقدر ساده و احمقی که فکر کردی آدما ابدیت رو در گل نرگس میبینن ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " narcis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Narcis
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرگس

    noun proper

    نرگس (گل) [..]

    Er bleef een bloem achter op de plaats waar hij overleed: de Narcis.

    یک گل در نقطه مرگ او روییده بود، و ما آن گل را نارسیس (نرگس) می نامیم.

اضافه کردن

ترجمه های "narcis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه