ترجمه "nieuw" به فارسی
نو, now, جدید بهترین ترجمه های "nieuw" به فارسی هستند.
nieuw
adjective
دستور زبان
recentelijk gemaakt [..]
-
نو
adjectiveMijn tas is te oud. Ik moet een nieuwe kopen.
کیف من کهنه است. من باید یکی نو بخرم.
-
now
adjective -
جدید
adjectiveIn Japan begint het nieuwe schooljaar in april.
در ژاپن سال جدید تحصیلی در آوریل شروع میشود.
-
ترجمه های کمتر
- تازه
- تازه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nieuw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nieuw"
عباراتی شبیه به "nieuw" با ترجمه به فارسی
-
لاکپشت خوکبینی
-
نیو ساوت ولز
-
دولپهایهای نو
-
پاپوآ گینهنو
-
زلاند جدید · زلاند نو · نیوزیلند
-
یلوه جنگلی بلوطی
-
ماه نو
-
عهد جدید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن