ترجمه "normaal" به فارسی
معمولي, نرمال بهترین ترجمه های "normaal" به فارسی هستند.
normaal
adjective
adverb
دستور زبان
gangbaar, gewoon [..]
-
معمولي
Normaal of wel bekend.
Zij kan het zelf wel dragen, als een normaal mens.
خودش مي تونه اين کار رو بکنه مثل يه آدم معمولي.
-
نرمال
adjectiveEr is geen reden dat u geen normaal leven kan hebben.
هیچ دلیلی وجود نداره که نتونی یه زندگی نرمال داشته باشی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " normaal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "normaal" با ترجمه به فارسی
-
توزیع نرمال
-
نرمال
-
اکول نرمال سوپریور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن