ترجمه "objectief" به فارسی

لنز دوربین عکاسی, هدف, منصفانه بهترین ترجمه های "objectief" به فارسی هستند.

objectief adjective noun neuter دستور زبان

Niet door iemand beinvloed zijn. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنز دوربین عکاسی

    fotografie

  • هدف

    noun

    Je doet me geloven dat de objectieven veranderd zijn.

    یه کاری کردین فکر کنم هدف هامون تغییر کرده

  • منصفانه

    adjective

    We hebben twee objectieve metingen.

    خُب ما دو معیار اندازه گیری منصفانه داریم.

  • هـدف

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " objectief " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "objectief" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "objectief" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه