ترجمه "olielamp" به فارسی

چراغ, چراغ موشی بهترین ترجمه های "olielamp" به فارسی هستند.

olielamp
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چراغ

    noun

    Ik hoef ’s avonds geen kaarsen of olielampen aan te steken om te lezen.

    مجبور نیستم شمع یا چراغ نفتی برای خواندن در شب روشن کنم.

  • چراغ موشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " olielamp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "olielamp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه