ترجمه "omgeving" به فارسی
محیط, فضا, همسایگی (توپولوژی) بهترین ترجمه های "omgeving" به فارسی هستند.
omgeving
noun
feminine
دستور زبان
De plek waar een voorwerp of organisme zich bevindt.
-
محیط
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا [..]
Wel, de Aarde — onze omgeving, door ons — creëert kennis.
خب، زمین محیط ما — از طریق ما — دانش را میآفریند.
-
فضا
noun commonDe plek waar een voorwerp of organisme zich bevindt.
We verwachten zelfs dat ster-formatie niet plaatsvindt in die omgeving.
در حقیقت ما انتظار داریم تولد ستاره ها نباید دراین فضا رخ بدهد
-
همسایگی (توپولوژی)
wiskunde
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " omgeving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "omgeving" با ترجمه به فارسی
-
محیط زیست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن