ترجمه "onderzoeker" به فارسی
پژوهشگر, کاراگاه بهترین ترجمه های "onderzoeker" به فارسی هستند.
onderzoeker
noun
masculine
دستور زبان
-
پژوهشگر
noun masculineIk werd psychologisch onderzoeker en richt me met name op dat menselijk vermogen om om anderen te geven.
من پژوهشگر روانشناسی شدم، و تمام کارمو وقف فهمیدن توانایی آدم ها درمراقبت کردن از دیگران کردم.
-
کاراگاه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " onderzoeker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "onderzoeker" با ترجمه به فارسی
-
پژوهشگر زبانشناسی محاسباتی
-
پزشک پزشکی قانونی
-
بازرس خصوصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن