ترجمه "ongeluk" به فارسی

حادثه, اتفاق, بدشانسی بهترین ترجمه های "ongeluk" به فارسی هستند.

ongeluk noun neuter دستور زبان

een onvoorziene gebeurtenis met negatieve en soms zelfs fatale gevolgen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حادثه

    noun

    In zo’n toestand raken veel mensen verwikkeld in immoreel gedrag, handelen zij gewelddadig en veroorzaken dodelijke ongelukken.

    در چنین حالتی بسیاری از افراد دست به اعمال غیراخلاقی یا خشنوت میزنند و باعث حوادث مرگبار میشوند.

  • اتفاق

    noun neuter

    Op dit gekopieerde vel papier moest het ongeluk nog plaatsvinden.

    روى اين تكه كاغذ زيراكسى، سانحه هنوز اتفاق نيفتاده بود.

  • بدشانسی

    noun neuter

    Dan begrijp ik het: het brengt ongeluk om goud aan te nemen van No-Face.

    و بعد برایم روشن میشود: گرفتن طلا از بدون چهره بدشانسی میاورد.

  • تصادف

    noun neuter

    Een ander groot ding waar ik ook over denk, zijn ongelukken.

    یک نکته مهم دیگر که خیلی بهش فکر می کنم موضوع تصادف است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ongeluk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ongeluk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ongeluk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه