ترجمه "ongeval" به فارسی

حادثه, اتفاق, تصادف بهترین ترجمه های "ongeval" به فارسی هستند.

ongeval noun neuter دستور زبان

een ongeluk

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حادثه

    noun neuter

    onvoorzien incident met schade

    Deze basis heeft te kampen met drie ongevallen per jaar.

    اين پايگاه از سه حادثه آموزشي در سال رنج مي بره!

  • اتفاق

    noun neuter

    Het moment van deze vriendelijk vuur ongevallen kon niet slechter vallen.

    اين اتفاقات آتش به خودي از اين بدتر نميتونه بشه

  • تصادف

    noun neuter

    Hij meldde zijn ongeval bij de politie.

    او این تصادف را به پلیس گزارش کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ongeval " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ongeval" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ongeval" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه