ترجمه "onmiddellijk" به فارسی
آنی, آنی (بلافاصله), فورا بهترین ترجمه های "onmiddellijk" به فارسی هستند.
onmiddellijk
adjective
adverb
دستور زبان
zonder uitstel
-
آنی
adjectiveآنی (بلافاصله)
Nu kunnen we bijna onmiddellijk emotioneel beladen symbolen maken
حال ما می توانی تقریبا بطور آنی، نماد هایی را که بار عاطفی دارند را
-
آنی (بلافاصله)
adjective -
فورا
adverbIk deed er wat verf op en die was onmiddellijk weer weg.
من چیزهایی می گذاشتم، و فورا می رفت.
-
فوراً
Ge moet onmiddellijk beginnen.
شما فوراً باید شروع کنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " onmiddellijk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن