ترجمه "ontdekken" به فارسی
کشف کردن, نمایاندن, پیدا کردن بهترین ترجمه های "ontdekken" به فارسی هستند.
ontdekken
verb
دستور زبان
ergens achter komen [..]
-
کشف کردن
Verb verbVandaag heb ik toevallig iets ontdekt dat niemand nog ontdekt heeft.
امروز شانسي چيزي رو کشف کردم که هيچکس تا حالا اونو کشف نکرده بود.
-
نمایاندن
-
پیدا کردن
verbDus begon ik rond te snuisteren, en ik ontdekte dat daar wat aan de hand was.
سپس من شروع به گشتن این اطراف کردم، و چیزی در آن طرف پیدا کردم.
-
ترجمه های کمتر
- مکشوف ساختن
- یافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ontdekken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن