ترجمه "onthoofden" به فارسی

گردن زدن, سربریدن بهترین ترجمه های "onthoofden" به فارسی هستند.

onthoofden verb دستور زبان

iemand doden door het hoofd van de romp te scheiden [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردن زدن

    verb

    Stokken, knoflook, onthoofden, wijwater, zonlicht...

    صليب ، سير ، گردن زدن ، آب مقدس ، تابش آفتاب...

  • سربریدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onthoofden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "onthoofden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه