ترجمه "ontmoeting" به فارسی

برخورد, جلسه, دیدار بهترین ترجمه های "ontmoeting" به فارسی هستند.

ontmoeting noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • برخورد

    noun

    Twee ontmoetingen zijn genoeg voor iemand om een vreemde te zien.

    وقتی دوبار با یه نفر برخورد داشته باشی ، دیگه غریبه محسوب نمیشی.

  • جلسه

    noun

    Tijdens deze ontmoetingen komt steeds hetzelfde thema naar boven.

    در طول این جلسات، یک موضوع خاص ادامه یافت.

  • دیدار

    noun feminine

    Gelukkig hield het voor Celine niet op bij onze ontmoeting in mijn kantoor.

    دیدار ما در دفتر من به پایان نرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • نشست
    • همایش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ontmoeting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ontmoeting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه