ترجمه "ontslag" به فارسی

اخراج ترجمه "ontslag" به فارسی است.

ontslag noun neuter دستور زبان

het verbreken van het dienstverband met een werknemer [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    noun neuter

    Ze is eervol ontslagen uit het leger tijdens Irak.

    ظاهراً رين زمان جنگ عراق بصورت بي شرمانه اي از ارتش اخراج شده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ontslag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ontslag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه