ترجمه "oog" به فارسی

چشم, چِشم, چِشمчэшм بهترین ترجمه های "oog" به فارسی هستند.

oog noun verb neuter دستور زبان

een gezichtsorgaan van een mens of dier voor het waarnemen van lichtprikkels [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun

    عضو بارز حس بینایی [..]

    De oude man is blind aan een oog.

    یک چشم پیرمرد نابینا است.

  • چِشم

  • چِشمчэшм

    noun neuter
  • چِشم [cašm]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oog
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم طوفان

    cycloon

    Hij verruilde onze zielen voor het Oog van de Storm.

    اون روح هاي مارو در ازاي " چشم طوفان " معامله کرد

تصاویر با "oog"

عباراتی شبیه به "oog" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه