ترجمه "oogsten" به فارسی

درو کردن, درودن بهترین ترجمه های "oogsten" به فارسی هستند.

oogsten verb noun دستور زبان

het volgroeide gewas van het veld halen

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درو کردن

    verb

    Bedorven zielen oogsten is het hoofddoel, maar daarom hoeft deze man nog niet slecht te smaken.

    وظیفه ما درو کردن ارواح شیطانیه ولی دلیلی نداره که این یارو مزه

  • درودن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oogsten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oogsten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oogsten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه