ترجمه "oom" به فارسی

عمو, خالو, دائی بهترین ترجمه های "oom" به فارسی هستند.

oom noun masculine دستور زبان

broer of zwager van iemands vader of moeder [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمو

    noun

    broer of schoonbroer van iemands vader of moeder [..]

    Oom Bob nodigde ons uit voor het avondeten.

    عمو باب ما را برای نهار دعوت کرد.

  • خالو

    noun

    Een broer van iemand zijn moeder.

  • دائی

    noun

    Een broer van iemand zijn moeder.

    Gayla's oom is nog steeds in leven en leert tegenwoordig walsen.

    در حقیقت، دائی گیلا تا به امروز زنده است، و رقص والس را یاد میگیرد.

  • دایی

    noun masculine

    Geef hem deze foto van hem met mijn oom Stephen.

    این عکس از اون و دایی " استیون " م رو بهش بده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه