ترجمه "open" به فارسی
باز, بازکردن بهترین ترجمه های "open" به فارسی هستند.
open
adjective
verb
دستور زبان
niet gesloten [..]
-
باز
adjectiveTot mijn grote verrassing ging de deur open zonder veel geluid.
در کمال تعجب من، آن درب بدون سروصدا باز شد.
-
بازکردن
De tweede die nodig is om het gewelf van de hemel te openen.
قسمت دوم هم براي بازکردن طاق بهشت لازمه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " open " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "open" با ترجمه به فارسی
-
جامعه باز و دشمنان آن
-
اقتصاد باز
-
بنیاد جامعه باز
-
مسابقات آزاد آمریکا
-
مجموعه باز
-
دسترسی آزاد
-
درس باز آنلاین بزرگ
-
اسپینا بیفیدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن