ترجمه "oplossing" به فارسی
محلول, حل, شولش بهترین ترجمه های "oplossing" به فارسی هستند.
oplossing
noun
feminine
دستور زبان
een mengsel
-
محلول
Ik kan je zeker aanbevelen een zeven procent oplossing van cocaïne.
اگه نظر من رو مي خواي محلول هفت درصد كوكايين رو توصيه مي كنم
-
حل
noun feminineDe mensheid barst van de simpele, effectieve oplossingen voor armoede.
بشر تنها با راه حل هایی ساده و تاثیر گذار کاملا در برابر فقر مسلح شده است.
-
شولش
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- چارهسازی
- Solution
- انحلال
- جواب
- راه حل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oplossing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oplossing" با ترجمه به فارسی
-
محلول جامد
-
راه حل مشکلات
-
محلول آبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن