ترجمه "order" به فارسی

دستور, سفارش, فرمان بهترین ترجمه های "order" به فارسی هستند.

order

Aanwijzing of opdracht van een gerechtshof. In deze betekenis vaak in gebruik als synoniem van oordeel.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستور

    noun

    Hij ging naar China op orders van zijn land.

    اون فقط بنا به دستور کشورش به چين رفت.

  • سفارش

    noun

    Je hebt net de grootste order aller tijden geplaatst.

    تو همين الان بزرگترين سفارش هواپيما تو طول تاريخ زمين رو دادي " هوارد "

  • فرمان

    noun

    Geef het legioen de order voort te gaan.

    به نيروها فرمان حمله بديد

  • ترجمه های کمتر

    • اردر
    • اُرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " order " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "order" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "order" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه