ترجمه "orgaan" به فارسی

اندام, ترجمان, سازمان بهترین ترجمه های "orgaan" به فارسی هستند.

orgaan noun neuter دستور زبان

Onderdeel van het organisme [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندام

    noun

    Onderdeel van het organisme

    Peren gedroogd in de vorm van genitale organen.

    گلابی هایی که خشک شده بودند به شکل اندام جنسی!

  • ترجمان

    noun
  • سازمان

    noun

    omdat u denkt dat het een langzaam en log orgaan is,

    چون فكر میکنید كه سازمان ملل كند و دست و پاگير است،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " orgaan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "orgaan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه