ترجمه "orthodox" به فارسی
ارتدکس ترجمه "orthodox" به فارسی است.
orthodox
adjective
دستور زبان
De aanvaarde gewoontens en welvoegelijkheden volgen.
-
ارتدکس
adjectivewas ik lid van een zeer patriarchische orthodoxe mormonenkerk.
من عضوى از یک خانواده مذهبی مورمن ارتدکس پدرسالار بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orthodox " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orthodox" با ترجمه به فارسی
-
ارتدکس
-
ارتدکس قبطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن