ترجمه "ouder" به فارسی
بزرگتر, مهتر, والدین بهترین ترجمه های "ouder" به فارسی هستند.
ouder
noun
adjective
masculine
دستور زبان
de moeder of vader van een kind [..]
-
بزرگتر
noun masculineJe bent oud genoeg om beter te weten dan je zo te gedragen.
تو آنقدر بزرگ شده ای که بدانی بهتر از آن باید رفتار کنی.
-
مهتر
noun masculine -
والدین
Ouders houden van hun kinderen.
والدین بچه هایشان را دوست دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ouder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ouder" با ترجمه به فارسی
-
تجرد قطعی
-
kohne · pir · دیرین · عود · قدیمی · مسن · پیر · کهن · کهنسال · کهنه
-
روم باستان
-
روم باستان
-
استادان قدیم نقاشی
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
پیرمرد و دریا
-
عهد عتیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن